یاسوج۲۴ – : عملکرد رسانه‌های انقلابی در حوزه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به دلیل نوع جهت گیری رسانه‌های زرد که بکارگیری آنان خود قصه پرغصه ای از تبعیض و بی عدالتی در فرآیند استخدام ها بوده، مورد تردید و تعرض قرار گرفته و بلکه با عینک بدبینی به همه می رود تا به نوعی رسانه کُشی تبدیل شود حال آنکه ندای رییس جمهور محترم مبنی بر نشکستن قلم ها و نبستن دهان‌ها در گوش ها طنین انداز است.

افشاگری رسانه‌ها پیرامون رخنه فساد در روند استخدام‌ها هرچند با فرضیه‌سازی «مخدوش کردن امنیت روانی جامعه » به وادی توبیخ، توجیه و با این ادله منتهی به مفتوح شدن پرونده در دستگاه محترم قضایی گردد، اما خوشبختانه مطالبه اساسی مردم را حول محور شفاف‌سازی و پیشگیری از تبعیض و بی‌عدالتی بیشتر را درسیستم اداری در بطن خود به همراه داشته است. از اینرو نباید و نشاید که رسانه های متعهد به اصول حرفه ای از هر جریان سیاسی را به بهانه فساد رسانه های زرد به مسلخ اتهام ایجاد ناامنی روحی و روانی برد زیرا ماهیت این دو کاملاً از هم منفک اند.

افشاگری رسانه‌ها با شروط رعایت اصول حرفه ای اطلاع سانی، کمک به مسئولان و نظام است و در غیراینصورت جامعه فاقد نقد، تضارب آرا و افکار و یا اجبار و الزام رسانه ها به «آنچه که می خواهند، نه آنچه که می باید» خلاف قانون مطبوعات و رسانه را به پدیده ای خنثی و در نتیجه جامعه را دچار مرگ مغزی می کند. رسانه‌ها با باور به اینکه قانون ضمانت اجرایی دارد و مسئولان معزز، سیاسی، امنیتی، قضایی و نظارتی و … پشتوانه آن‌ها در تحقق مطالبات مردم با اطلاع‌رسانی صحیح هستند به این وادی خطرآفرین گام نهاده‌اند زیرا قانون به‌عنوان فصل الخطاب و بشرح احصاء شده در فصل رسالت مطبوعات، حقوق و حدود مطبوعات چنین اذنی را صادر کرده که موضع‌گیری ریاست محترم دادگستری حول محور برخورد با موضوع استخدام های خارج از ضابطه ولو یک نفر، نویدبخش و امیدوارکننده است و این حداقل انتظار مردم و رسانه‌ها از مسئولان در نظام مقتدر اسلامی است.

رسانه‌ها به‌عنوان تریبون صداهای در گلو خفته مردم مظلوم همچنان به رصد این موضوع با انگیزه حق طلبی و حق خواهی خواهند پرداخت و نباید توهم تخریب مدیران را از هر نوشته ای تفسیر کرد زیرا رهبر معظم انقلاب به کرات خواهان مبارزه با فساد چه با جلسه و چه بی جلسه!! شده‌اند و اعتمادسازی جهت مردم به‌عنوان صاحبان اصلی این انقلاب را خواستار گردیده‌اند و رسانه های دارای مبانی انقلابی از این زاویه به موضوع می نگرند هر چند این دستور ولایی آن‌چنان‌که شایسته و بایسته بوده عمل نشده و همه ما اعم از رسانه و مسئولان باید به این واقعیت که مطالبه اصلی صاحبان این انقلاب است اعتراف کنیم چرا که رکن جمهوریت در کنار اسلامیت نظام به این انقلاب مشروعیت بخشیده و اعتبار مسئولان نیز در هر رده‌ای تابع این امر مهم مطالبات مردمی است ولا غیر.

شایسته است مدیران در فضای میزهای ریاست خود که به بهای خون شهدای نظام جمهوری اسلامی به دست آمده به رسانه‌ها به‌عنوان ابزار نوین قدرت در ساختار سیاسی باور داشته باشند و از این حیث بدانند که رسانه ها رقیب آنها نبوده و بلکه رسالت رسانه تنویر است نه تشویش و یا برهم زدن امنیت روحی و روانی جامعه.

در این راستا ضمن پاسداشت اقدامات مسئولانه مدیران در هر سطح و رده‌ای، لازم است اعلام نماییم که رسانه‌های متعهد به مبانی انقلاب، خط قرمزی جز قانون و رهبری معظم و آرمان‌های والای امام و شهدا برای خود قائل نیستند ولو اینکه هزینه های سنگینی در پی داشته باشد.

به‌طور حتم مدعیان مردم مداری فراموش نکرده‌اند که سال‌ها با شعار «شفافیت» در پوسته اصلاحات و گفتمان توسعه سیاسی چه جنجال‌آفرینی‌ها که به پا نکردند تا با پز دموکراسی و فضاسازی با شعارهای دهان‌پرکن، افکار عمومی را به نفع خویش مصادره نمایند. سئوال اساسی این است که چرا اکنون از شفاف‌سازی خوف دارند و با پاس «امنیت روانی جامعه!» کد اشتباهی به خورد افکار عمومی می دهند. البته عصرانتظار به آرایش جریانات اصلاحات و اصولگرایی آنگونه که در فضای سیاسی استان بوده اعتقادی نداشته و ندارد که در بسیاری موارد از مبانی نظام، آرمان ها و اندیشه امام و رهبری عدول شده و ستم ها بر مردم رفته، هر چند تفاوت ها قابل اغماض نیست اما در عین حال نگاه مطلق نیز خطاست.

اکنون بر مبنای گفتمان ترسیم شده توسط رهبر فرزانه انقلاب، آرایش سیاسی حول محور جریان انقلابی و غیرانقلابی است و هر کس در خط اصیل گفتمان انقلاب، آرمان‌های امام و رهبری نباشد به اعتقاد ما در تعارض با جبهه اسلامی است.

با باور به لزوم رعایت مصالح نظام، امنیت مردم، همچنین اصل حاکمیت اخلاق رسانه‌ای و حرمت مدیران معتقدیم که دیوار مدیریت‌ها باید شیشه‌ای باشد و پرسشگری و پاسخگویی بر مبنای تعالیم مکتب پیامبر رحمت «ص» و فقه غنی شیعه جعفری تحت عنوان « حقوق متقابل مردم و مسئولان» به دیده احترام نگریسته شود و رسانه کُشی از باب مطالبه گری باب نشود.

اگر مختل شدن امنیت روانی جامعه استانی را بر اساس اخبار افواهی یک گزینه به ظاهر موجه برای رسانه کُشی قبول کنیم باز هم بر قباحت موضوع خواهد افزود و حداقل بهانه محکمه پسندی برای توجیه افکارعمومی نیست، چرا که فساد با رسانه‌های زرد و حمایت برخی مدیران، سرک کشیده و در حال اپیدمی شدن است.

قریب به بیست نفر از اهالی رسانه در قالب‌های مختلف طی این چند سال در سیستم اداری بکار گرفته شده‌اند که ضمن احترام به عمده افراد موجه، منطقی و محق به استخدام از باب تجربه و توانایی علمی، اما کیفیت جذب برخی نیز معطوف به فساد فکری معدود مدیران یا نمایندگانی است که صرفاً در راستای «بده بستان» مبادرت به جذب و جولان نموده‌اند.

این همان نکته اساسی است که همه از آن غافل مانده‌ایم زیرا این قبیل رسانه ها با نفوذ در لایه‌های مختلف اداری، باج گیری از مدیران به بهانه ظرفیت سایت های به هر دلیل معروف، فساد را به شکل‌های دیگری تسری بخشیده و هیچگاه عملکرد این قبیل رسانه‌های زرد توسط دستگاه‌های مسئول رسیدگی نشده است.

 متأسفانه امروزه شاهدیم که در برخی موارد، فساد استخدام های بی ضابطه در گرو تعاملات دوسویه این قبیل «مثلاً رسانه» بوده که به برخی رسانه های مدعی پایبند به ارزش های بسیجی و انقلابی با محافظه کاری نیز تسری یافته است.