یاسوج ۲۴: در همین جا یک سوال جدی مطرح است و آن اینکه آیا جمهوری اسلامی بعد از ۴۰ سال که از عمر گران انقلاب می گذرد، نتوانسته عموم جامعه را به ایجاد اعتماد و هم دلی کارا دعوت کند؟ آیا نتوانسته که در حوزه ی فضای مجازی به عنوان رگ نبض اساسی و بسیار مهم جامعه، نقش خود را به عنوان تکیه گاهی معتمد و گسترده ایفا کند؟ علت روی آوردن مردم ایران به شبکه های اجتماعی آن هم ساخته ی خارجی تبارها به عنوان منبع شک و تردید چیست؟ این ها سوال هایی است که باید به طور جدی به آنها پاسخ داده شود.

آقای بعد از چند ساعت پاسخی را با مضمون «عمل خلاف با قوانین توسط » به آقای جهرمی فرستاد که در ادامه توضیحاتش گفته این عمل وادارمان کرد که درب آن را تخته کنیم. کانالی که منبع اصلی تحریک و ایجاد نفرت در جامعه بود. مردمی که به صحنه آمده بودند برای فریاد حق خواهی و فساد ستیزی و تبعیض ستیزی، توسط با تیترهای دروغین خود به زاویه رفته و با استفاده از این فرصت عده ای جوان را به خیابان ها جهت ایجاد و بر هم زدن جو عمومی و به آتش کشیدن مکان های مختلف کشانده بود.

پیش از آن هم در پرونده هایی جداگانه، هر شخصی که درون نظام بود و احیاناً نقدی بر حکومت داشت، آن را سوژه ی خود می کرد و به عنوان «نقد به حاکمیت و نهایتا ناکارآمدی نظام» قلمداد می کرد. فضایی که در آن به شدت از «حربه ی سیاه نمایی» استفاده می شد. نویسنده ی این سطور با علم کامل بر پرونده ها و اخبار کار شده توسط این کانال این موضوعات را مطرح می کند و حتی سندهای زیادی بر این ادعاها آماده ی رو کردن است که در همین اغتشاشات اخیر بر دیدگان خیل عظیمی از مردم عیان شد.

در یکی از خبرهای کار شده ی فارس نیوز که چندماهی از زمان آن گزارش می گذرد، پرونده ای از حمایت عربستان سعودی از این کانال معاند نظام را ایجاد و منتشر کرد که همین به دعوای بین این دو خبرگزاری هم کشیده شد. دعوایی که از نوع ژورنالیستی بود. تقریبا شک کردن در مورد چنین ادعایی خیلی هم گزاف نخواهد بود؛ چرا که ، فرزند جوان ملک سلمان که در این چند ماه گذشته سر و صدای زیادی را در منطقه و جهان بر سر انتصاب های جدید و دست کاری در حکومت و خبر پادشاه شدن اش در آینده ای نه چندان دور ایجاد کرده بود، در یکی از مصاحبه های خود با واشنگتن پست این ادعا را کرده که فضای ایران را «نا آرام» خواهد کرد و دعوایی را در آن به وجود خواهد آورد.

این صحبت ها در حالی بود که زمین بازی ای که مردم برای مسئولان دولتی کشور جهت رفع تبعیض ایجاد کرده بودند، تبدیل به زمین بازی برای محمد بن سلمان و جوانانی بود که بی مهابا به آتش زدن بانک ها، مؤسسات اعتباری و دولتی، آتش زدن فرمانداری، دفتر امام جمعه و … روی آورده بودند. حال باید پرسید که محمد بن سلمان واقعا در این قضیه نقش داشته و این جریان را او و طرفدارانش در ایران «رهبری» می کرده یا اینکه پس از ایجاد چنین فضایی در کشور، جهت «قدرت نمایی و عرض اندام» در عرصه ی جهانی این اغتشاشات را بر عهده گرفته است؟ پاسخ هر چه باشد، در هر صورت برای «دو سر بُرد» است.

برد اول به خاطر این است که اگر او جریان را رهبری می کرده، متوجه شده که اشتباهاً پای خود را روی دم شیر گذاشته چرا که کمتر از یک هفته این قضیه خوابیده شد و با توجه به تجربه ی قبلی در مهار فتنه ی ۸۸، این یکی همچون نوزاد در نطفه خفه شده ی ۸۸ بود که سریعاً بساط اش جمع شد.

برد دوم به خاطر این خواهد بود که قدرت نمایی او به شکست منتهی شد و به دست ایران آتوئی داد که تا سال های سال باید تاوان آن را پس دهد و از این به بعد عربستان باید منتظر «حملات تهاجمی نرم» جمهوری اسلامی علیه خود باشد. حملاتی که شروع کننده اش خود عربستان سعودی و تمام کننده اش بدون شک جمهوری اسلامی خواهد بود.

صبح روز دوم اغتشاشات یعنی نهم دی ماه ۹۶، جناب رئیس جمهوری آمریکا حمایت علنی خود را از این اغتشاش گران با مضمون ایجاد فضای بسته و دیکتاتوری در جمهوری اسلامی در توییتراش اعلام کرد.

گزارش ادامه خواهد داشت…

 

گزارش از سید سعید هاشمی