یاسوج ۲۴: در سال ۸۸ که فضای جامعه به سمت و نا امنی با بر هم زدن جو عمومی جامعه توسط عده ای اغتشاش گر پیش رفته بود، جمهوری اسلامی درگیر ۸ ماه مبارزه ی درون نظام شد که مدیریت استراتژیک رهبر معظم انقلاب آن را مهار کرد.

جلساتی که ایشان با مسئولان امر برای مطرح کردن مباحث خود گرفته بود (که مستند آن تحت عنوان «من مدیر جلسه ام» ساخته شد) حاکی از آن داشت که معترضان اصلی حامی آقای میرحسین موسوی گله مندی خود را نسبت به وضعیت رأی گیری مبنی بر تقلب در انتخابات ابراز کردند.

پاسخ رهبری به این شبهه ی اساسی این بود که صندوق های مورد نظر و بیشتر از آن دوباره شمارش گردد و اگر چنین اتفاقی افتاد، محکم آن را پیگیری خواهند کرد. اما این مهم در این جا به پایان نرسید و طرفداران میرحسین موسوی از شائبه ی دیگری با عنوان ابطال انتخابات ورود پیدا کردند.

رهبر انقلاب این شائبه را یک غائله می دانست و آن را قرص و محکم رد کردند و پاسخشان این بود که رأی مردم حق الناس است و اگر هم تقلبی رخ داده باشد به اختلاف ۱۳ میلیونی آراء نمی رسد که نهایتا با بدبینی تمام شاید بتوان گفت دو میلیون رأی هم تقلب شده باشد.

موضوع سال ۸۸ بسیار پیچیده و گاها سردرگم بود تا جایی که خیلی از دل بستگان به نظام و انقلاب هم دچار تردید شده بودند که کدام یک درست می گویند؟ همین موضوع هم صدای رهبری را بلند کرده و مسئله ی «أین عمار؟» مطرح شد. عمار شخصی بود که در شرایط بحرانی سینه سپر کرده و شبهات را برطرف می کرد.

 دعوای درون نظام موجب شده تا زمامداران قدرتمند و قدرت پرور دنیا که همیشه در طول تاریخ شاهد موجی از امواج منفعت طلبی از سوی آنان هستیم، بیکار ننشینند و این با دامن زدن به این موضوع، دعوا را به حاکمیت کشانده و اصل نظام را به زیر سوال ببرند.

از انتخابات خرداد ماه ۸۸ تا ۸ ماه بعد از آن، یعنی تا دی و بهمن ماه آن سال، این قضیه به درازا کشیده شد و شبکه های جاسوسی بی بی سی، صدای آمریکا، من و تو و گاها برخی شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک و توییتر نقش تعیین کننده و کارایی را در این اغتشاشات و بیرون کشاندن دعوا از درون نظام به بیرون نظام ایفا کرده اند.

نکته ی قابل تأملی و تقربیا عجیبی که در آن سال اتفاق افتاد، تأثیرپذیری فضای عمومی جامعه از این شبکه های اجتماعی بوده و به عنوان یک نقطه ی عطفی در تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران باید از آن نام برد چرا که از علل اصلی کشانده شدن مردم به فضای اغتشاشات فیس بودک بوده است.

تا آن زمان استفاده از فیس بوک بیشتر در کلان شهرهایی همجون تهران قابل استفاده بوده و در حقیقت باید گفت پایتخت ایران به عنوان کانال خبری و بمب خبری سال ۸۸ به شمار می رفت و غالب اعتراضات و آشوب ها در همان جا به وقوع می پیوست.

حال باید پرسید دعوای اصلی بر سر چه بود؟ چرا اغتشاش گران حتی به مقدسات هم توهین کرده و عاشورای ۸۸ را به رقاصی و پای کوبی به هم ریخته بودند؟ آیا موضوع تا آن زمان باز انتخابات بوده یا انتخابات بهانه ای برای بروز چنین صحنه هایی شد؟

پاسخ به نوعی هم ساده و هم دشوار به نظر می رسد. یک نگاه این است که جمهوری اسلامی از بدو تأسیس اش با بحران های زیادی همچون قتل و کشتار، ضد نظام، شخصیت های بزرگ و اثرگذار برگشته از انقلاب، فضای رعب و وحشت عمومی، تحریم های بانکی و نفتی و اقتصادی، بحران های فرهنگی، بحران های سیاسی همچون قتل عمومی حجاج در سال ۶۶، حادثه ی کوی دانشگاه، دخالت سران غرب در موضوعات کشور و … روبرو بوده است.

مهم تر از اینها، جمهوری اسلامی در بدو شکل گیری خود با حادثه ی عظیم جنگ تحمیلی با عنوان «دفاع مقدس» روبرو بوده است. پس می توان گفت که نظام ایران اسلامی فیلترهای قدرتمندی را در زمان های مختلفی پشت سر نهاده و هم اینک به سان درختی تنومند و استوار، نقش مهاجم را به خوبی می تواند بازی کند.

از سال ۸۸ به بعد، فضای ایران به امنیتی بی بدیل در خاورمیانه مبدل شده تا جایی که کشورهای حاشیه ایران را تکیه گاهی قدرتمند برای ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی خود می دانند و بر این عقیده پایبندند.

مردم ایران با تأثیرپذیری از فضای رسانه و به خصوص شبکه های اجتماعی، از نادرترین مردم دنیا به شمار می روند که وابستگی بیش از حدی به آن نشان می دهند! شاید یکی از علل اصلی ان اتحادی است که این مردم همیشه و همه جا از خود نشان داده و این فضا، یکپارچگی را در شبکه های اجتماعی کشانده است. 

علت دیگر فضای سیاسی حاکم بر کشور است که ایرانی ها می دانند در دور و بر خود چه می گذرد و رصد دقیق اخبار را همیشه در سر لوحه ی کارهایشان دارند و نسبت به قضایای اطراف بی تفاوت نیستند.

حال به سال ۹۶ می آییم و می بینیم که در همان روزهای دی ماه و نزدیک های نهم دی ماه، فضای جامعه به علت نارضایتی از فسادهای اجتماعی و گرانی ها و نابرابری ها و تبعیض ها به خیابان ها آمده و در فضای کاملا مسالمت آمیز اعتراض خود را رساتر از قبل فریاد زدند. فریادی برآمده از روح مطالبه گری نهفته در دل های مردم. این مطالبه گری ها همیشه بوده و تاریخ گواه است که از ضحاک پیر قرن های گذشته تا رضاخان و محمدرضا شاه نیم قرن گذشته، داد مردم از ناعدالتی ها و فسادهای اجتماعی بلند بوده است.

نکته ی قابل تأملی که در سال ۹۶ وجود دارد، همان چیزی است که در سال ۸۸ هم وجود داشته و کشاندن دعوای درون نظام به بیرون نظام بوده و همان حوادث و اغتشاش گری ها توسط عده ای جوان و دلباخته ی انقلاب به وقوع پیوست. یعنی حرکتی آرام از اعتراض به اغتشاش. از مطالبه به مغالطه. 

گزارش ادامه خواهد داشت…

گزارش از سید سعید هاشمی