یاسوج ۲۴: یادداشت//

 

سیدسعید هاشمی/دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه یاسوج

  • تعریف تا حال بلاشک به گوش همگان رسیده است. اقتصادی متکی محور. اقتصادی که بتواند با تکیه بر شاخص هایی همچنان استوار بماند و با هر بادی نلرزد. دانشگاه چطور می تواند این نقش را ایفا کند؟
  • نکته ی اول باور بر توانا بودن است. اراده را باید حفظ و تقویت کرد. تا این باور نباشد که ما می توانیم به چنین اقتصادی برسیم، کسی برایمان کشک هم نمی ساید. پس بهتر است بگوییم اقتصاد اراده ای. مثلا باید باور کرد که دانشگاه می تواند به جایی برسد که صنعت به دست آوردش اعتماد کند. این اعتماد خودش راهگشای خیلی از مسائل دیگر است. پس باور مهم است.
  • نکته ی دوم در تصمیم گیری هاست. برنامه های مدون هیأت رئیسه ی باید در کارا بودن آنها باشد نه صرفا در اجرا و تکمیل بودن آن. یک مثال می آورم. فضای خالی زیاد است. غالب آن را با درختان زیبا می پوشانند. حال به نظر شما استفاده از درختان ثمردار و زیبا مثل سیب یا انار یا توت بهتر از درختان صرفا زیبا نیست؟! به نظرتان چقدر می شود روی همین محصولات از لحاظ اقتصادی تکیه و سرمایه گذاری کرد؟!
  • نکته ی سوم دردانشجویان رشته ی کشاورزی و حتی علوم پایه است. خاک غالب جاه های ایران مرغوب و حاصلخیز است. با سرمایه گذاری دولت روی دانشجویان کشاورزی و اختصاص بودجه های مقرون به صرفه و در کنار آن اعتماد، می توان مدیریت زمین های کشاورزی را تغییر داد و با هزینه ای کم، به بهره ای دوچندان رسید. حتی یک سرمایه گذاری کلانی می شود روی دانشجویان علوم پایه کرد چرا که رشته هایی مثل زیست و شیمی بسیار پرکاربرد و دارای تکیه ای اقتصادی هستند. توجه مراکز رشد و مراکز پژوهشی روی این دانشجویان می تواند کشور را در زمینه های دارویی، زیست محیطی، آلاینده ها و …خودکفا کند که خودکفایی خود یکی از بروندادها و سیاست های اقتصاد مقاومتی است بلا شک.
  • نکته ی آخر در انگیزه و اعتماد دو طرفه ی صنعت و دانشجوست. تا دانشجو گامی در این راستا برندارد، صنعت نمی تواند به آن اعتماد کند و تا صنعت فضای اعتماد را فراهم نکند، انگیزه ای برای پا پیش گذاشتن دانشجو بوجود نمی آید.