اما ضعف خاص عمده دفاتر نهاد، ضیافت را به روزهای ماه مبارک محدود کرده و پیگیری آهسته و پیوسته مطالب و آموزه ها را در برنامه های جاری و ساری خود لحاظ نکرد.

سایت مردم استان ( ک و ب): سحر دانشور »»

۱-«بنده اصرار دارم که در محافل تصمیم گیر نظام جمهوری اسلامی یک مقوله مورد توجه قرار بگیرد و آن مقوله فرهنگ است. آنچه که مهم است این است که ما ببینیم واقعا فرهنگ چه تاثیری در سرنوشت کشور دارد و پرداختن به مسئله فرهنگ و حساس بودن بر روی آن، برای آینده ای که همه ما به آن علاقه مندیم و برای آن کار می کنیم چه قدر می تواند نقش ایفا کند.» بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۹/۹/۷۹

«به نظر ما اینگونه است که بخش عمده فرهنگ، همان عقاید و اخلاقیات یک فرد یا یک جامعه است. رفتارهای جامعه هم که جزو فرهنگ عمومی و فرهنگ یک ملت است، برخاسته از همان عقاید است. در واقع عقاید یا اخلاقیات، رفتارهای انسان را شکل می دهند و به وجود می آورند.» همان

پیوند انقلاب ۱۳۵۷ ایران با اسلام و طرح ساخت جامعه ای نشات گرفته از این دین، که تحقق اصول خود را در ایجاد جریان های فکری و فرهنگسازی در بستر جامعه و بطن مردم جویا می شود؛ نوید بخش فعلی بود که هسته مرکزی خود را در حرکت از شرایط موجود به سمت شرایط مطلوبی که از اسلام استخراج می شدند، می دانست.

طرح ضیافت اندیشه

از این منظر تحقق جامعه آرمانی دینی تنها در صورت «تعمیق» فرهنگ نشات گرفته از عقاید اسلام ممکن است و مسیر حرکت به سمت آرمان مطلوب در تسخیر اصطلاح و عمل «تعمیق فرهنگ» و یا به عبارت رایج تر «فرهنگسازی» است. نکته ای که بارها توسط رهبران فکری و سیاسی این انقلاب مورد تاکید قرار گرفته و نمونه هایی از این تاکیدات نیز در ابتدای این سطور جلوه گر است.

۲-«دانشگاه کارخانه انسان سازی است.» نقش آفرینی دانشگاه در مسیر فرهنگسازی و دسترسی وسیع این محیط به پتانسیل های جوانانی که بخشی از مهمترین و پایه ای ترین سال های زندگی خود را در معماری فیزیکی و معماری فکری و روحی این فضا می گذرانند را می توان علت ملقب شدن دانشگاه به کارخانه انسان سازی در سخن رهبر کبیر انقلاب دانست.

تغییر جبهه جنگ سخت به «جنگ نرم» و «فرهنگی» در سال های پس از دفاع مقدس و اهمیت حضور دوباره جوانان در این میدان جدید، اهمیتی دو چندان به نقش آفرینی دانشگاه در مسیر فرهنگسازی بخشید. پس حضور جدی تر و پر تلاش تر تشکل های فرهنگی- سیاسی دانشجویی، امور فرهنگی، بسیج دانشجویی و دفاتر نهاد رهبری در دانشگاه ها توجیهی در خور یافت.

۳-«جنبش نرم افزاری»، «سبک زندگی»، «نقش آفرینی رسانه ها»، «مسائل زنان»، «بصیرت افزایی» و… را می توان از مهمترین سرفصل های میدان «جنگ نرم» ی دانست که توسط مقام معظم رهبری در مقاطع مختلف طرح شده و پیگیری آنها توسط دانشجویانی که توسط رهبر انقلاب به «افسران جنگ نرم» ملقب شده اند ضروری و بدیهی است.

لزوم «آشنایی» افسران جنگ نرم با شرایط موجود و ابعاد شرایط مطلوب و «درک مبانی فرهنگی انقلاب اسلامی» در راستای نقش آفرینی آگاهانه و عالمانه در عرصه های نوین فرهنگی که مبین چگونگی نیل به شرایط مطلوبند، از دل ضرورت نقش آفرینی آنها در میدان جنگ نرم قابل استخراج است.

پیوند «درک مبانی فرهنگی انقلاب اسلامی» با «آموزش و پرورش» پیوندی است که همواره خطوط ظریف و دقیق خود را در بستر تربیت و فرهنگسازی به رخ متولیان این امور و مخاطبان کشیده است. چه اینکه طرح های مختلف «آموزشی- فرهنگیِ» نهادها، سازمان ها و تشکل های فرهنگی (همچون طرح ولایت، کوثر، صافات، صالحین، ضیافت اندیشه و…) و واحدهای درسی- آموزشی که در این راستا ایجاد شده اند از آبشخور همین خطوط ظریف و دقیق سیراب می شوند.

۴-ویژه بودن فرصت پرورشی ماه مبارک رمضان و همزمان شدن این ماه عظیم با تابستان های دانشگاهی را می توان از مهمترین دلایل تولد طرح بزگ آموزشی- فرهنگی «ضیافت اندیشه» دانست. طرحی که با برگزیدن شرایطی ویژه همچون اخذ ۴ واحد درسی در صورت حضور در فضایی فرهنگی، طیف وسیعی از دانشجویان دانشگاه ها را نشانه گرفت.

در حقیقت ضیافت اندیشه در اولین قدم خود به متفاوت ترین فعل ممکن در ساحت طرح های فرهنگی صورت بخشید. به دیگر سخن اگر طرح های جاری فرهنگی به دانشجویانی که فعال فرهنگی خوانده می شوند، اختصاص دارد؛ این طرح با گذار از این فضا عموم دانشجویان را به عنوان مدعوین خود به ضیافتی بزرگ دعوت کرد.

بی میلی بخشی از دانشجویان به حضور در فضاهایی اینچنین نیز به کارت دعوتی جهت اخذ واحدهای درسی برای ترغیب آنها به حضور و تنفس در اندیشه های ضیافتی تبدیل شد. سفره گشوده شد و انواعی از اطعمه و اشربه فکری و روحی در این سفره مهیا؛ اندیشه همزمان با ضیافت ماه مبارک رمضان در تابستان های دانشگاهی به پرواز درآمد و می توان گفت آن روزها دیگر تابستان نبود.

۵-استقبال طیف وسیعی از دانشجویان مختلف و حضور پرشور آنها در ضیافت اندیشه، جامه تحقق بر تن پیش بینی های صورت گرفته پوشاند. کتابچه های تالیف شده با موضوعاتی همچون فمنیسم، جریان شناسی سیاسی، انقلاب و موضوعاتی که می توانستند در نقش پلی جهت علاقمندسازی عموم دانشجویان به فضاهای فرهنگی ظاهر شوند در کنار روحانیون اعزامی به مراکز دانشگاهی برای تدریس واحد های آموزشی- فرهنگی، مسیری را شکل دادند که دانشجویان در آن طی طریق می کردند.

ایجاد امواج فکری در بدنه دانشجویی، تبیین ابعاد جنگ نرم و ضرورت نقش آفرینی دانشگاهیان در این میدان را می توان از اهداف ضیافت اندیشه دانست که از همین منظر می توان سوال میزان تاثیرگزاری ضیافت اندیشه و تحقق اهداف طرح را مطرح کرد و فرصت ها و تهدیدهای این طرح دانشجویی را برشمرد.

الف- برخی فرصت های ضیافت اندیشه:

۱٫برقراری ارتباط با تعداد کثیری از دانشجویان؛ استقبال تعداد زیادی از دانشجویان فرصتی بود که می توانست در راستای شناخت علاقمندی ها، مشکلات، جهت گیری های فکری و مسائل خاص دانشجویی غنیمت شمرده شود و در برنامه ریزی های آینده دفاتر نهاد موثر باشد.

۲٫حضور پررنگ روحانیون و فرصت ارتباطی با دانشجویان؛ برقراری ارتباط موثر توسط روحانیون اعزامی در همان زمان کوتاه موجب ایجاد فرصت های بیشماری بود.

۳٫به میدان آمدن قشر خاکستری دانشگاه؛ استقبال بی سابقه دانشجویان از این طرح موجبات به میدان آمدن بخشی از دانشجویان که به قشر خاکستری معروفند را پدید آورد، این فرصت جهت ارتقای سطح فکری این دسته از دانشجویان بسیار مغتنم بود.

۴٫جلب اعتماد دانشجویان با مواجهه حضوری و چهره به چهره؛ ارتباط چهره به چهره با بخش زیادی از دانشجویان توسط مسئولین طرح، فعالین فرهنگی و روحانیون اعزامی می توانست به عمیق تر شدن لایه های ارتباطی و ایجاد گفتمان های فکری کمک کند.

۵٫شناخت پتانسیل های دانشجویان و تجمیع آنها؛ یکی از آثار ارتباط حضوری را می توان در شناخت پتانسیل های دانشجویان، برنامه ریزی جهت شکوفایی استعدادها، ساماندهی و تجمیع این پتانسیل ها جستجو کرد.

۶٫ساماندهی حلقه های فکری فراتشکیلاتی؛ با توجه به بی میلی بخشی از دانشجویان جهت حضور در فعالیت های فرهنگی و تشکیلاتی، طرح ضیافت اندیشه به شرط وجود برنامه ریزی مناسب می توانست به ایجاد حلقه های فکری- علمی فراتشکیلاتی و آزاد با محوریت خود دانشجویان و کمک و نظارت دفاتر نهاد منجر شود.

ب- برخی تهدیدهای ضیافت اندیشه:

۱٫جذب دانشجویان با اتخاذ ۴ واحد درسی؛ طرح اخذ ۴ واحد درسی و مشروط کردن این اخذ به حضور در کلاسها و امتحانات پایانی بخش عمده ای از تمرکز دانشجو را به نمره و کلاس معطوف کرده و حضور در فوق برنامه ها را نیز تحت شعاع قرار می داد. در حقیقت دانشجو با نارضایتی، تلخ کامی و خستگی در فوق برنامه ها حاضر می شد و نصیبش بهره کمتری از این بخش بود.

۲٫ضعف دفاتر نهاد رهبری و ناتوانی در استمرار مطالب محتوایی طرح در طول سال تحصیلی؛ فرصت محدود طرح، توانایی دفاتر در استمرار برنامه و مطالب ویژه طرح در طول سال را می طلبید تا اصل تکرار و استمرار به تقویت مطالب آموزشی بپردازد، اما ضعف خاص عمده دفاتر نهاد، ضیافت را به روزهای ماه مبارک محدود کرده و پیگیری آهسته و پیوسته مطالب و آموزه ها را در برنامه های جاری و ساری خود لحاظ نکرد.

۳٫ فشردگی و حجم بالای مطالب و برنامه ها و فرصت محدود طرح؛ حجم بالای مطالب و کلاسها و همچنین تلاش برای پررنگ برگزار کردن فوق برنامه ها، دلزدگی و خستگی دانشجویان را در پی داشت که انکار تاثیر منفی این مسئله بر حضور پرشور و تمرکز دانشجویان کاری است مشکل.

۴٫طرح مطالب عمیق به صورت کلی، سطحی و بولتن وار؛ ریشه این نکته را نیز می توان در خاک فرصت کم طرح و شتاب متولیان برای طرح همه مباحث در یک دوره جستجو کرد. نکته اینکه می توان چاره این امر را در برنامه ریزی بلند مدت و جاری کردن مباحث آموزشی در سال تحصیلی و در برنامه های دفاتر دانست. در حقیقت دفاتر نباید طرح های امزشی خود را محدود به همان دوره کوتاه بدانند،اما شواهد حاکی از آن است که می دانند!

۶- همه ما در یک زمان خاص به مدرسه می رویم، برنامه های تلویزیون را می بینیم، حلقه های  دوستان و همسالانمان را تشکیل می دهیم، حلقه های خانوادگی را گسترش می دهیم، در یک سیستم آموزشی رشد می کنیم و به سیستم آموزش عالی همین کشور وارد می شویم و در تمام این مدت چگونه اندیشیدن، زندگی کردن و حتی مردن را می آموزیم. ما از یک عمر سخن می گوئیم!

فرهنگ عجله ای ندارد، آرام و مطمئن حرکت می کند و ریشه می دواند. می تواند مانند قطرات آب سازنده اقیانوسی باشد که با آرامش هرچه تمامتر و بی سروصدا همه چیز را غرق کند و یا مسکن ماهی ها و کوسه ها و دلفین ها و موجوداتی باشد که شاید هنوز هم که هنوز است از آب می شنوند و عطش دیدن آب رهایشان نمی کند!

شناخت همین ماهیت فرهنگ است که می تواند به برداشتن قدم هایی محکم منجر شود، قدم هایی که آهسته اند و پیوسته.

ضیافت اندیشه کاسه آبی بود که فقط رها می شد بدون اینکه به قطرات مکمل بیندیشد تا توانایی ایجاد یک برکه را داشته باشد. همه طرح های فرهنگی ما اینگونه اند. به دیگر سخن نکته اساسی در برگزاری طرح های فرهنگی قوی و موثر اندیشیدن به استمرار محتوای طرح و برنامه ریزی طولانی مدت برای امتداد طرح در طول سال تحصیلی است.نکته ای که کمتر مورد دقت قرار می گیرد.

در حقیقت ما با برگزاری طرح ها در پی ایجاد بشکه های باروتی هستیم که بتوانند با خود انفجار های قوی داشته باشند و روشنگر و گرم کننده باشند، اما هیچگاه نفهمیده ایم علت محدود بودن انفجارها خیس بودن باروت هاست.