یاسوج ۲۴: یادداشت///

 


دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز

انقلاب ۵۷ انقلاب بیرونی بود؛ انقلابی که با همه وسعت و عظمتش که انقلاب در ارزش ها بود اما مهم ترین تجلیش انقلاب در پوسته ها بود؛ پوسته های طاغوت برداشته و سعی بر جایگزین کردن پوسته های اسلامی شد. این اتفاق شگرف اما توسط کسانی صورت گرفت که پیشتر در وجود خودشان انقلاب درونی و انقلاب در ریشه کرده بودند. پر واضح ست که عده قابل توجهی از انقلابیون، تنها با موج بیرونی انقلاب همراه شدند و به وادی انقلاب از درون و انقلاب در ریشه نرسیدند. آنان حتی علی رغم تحمل شدیدترین شکنجه ها و زجرها و همراهی با نزدیک ترین یاران اصیل انقلابی(آنان که پیشتر انقلاب از درون را آغاز کرده بودند) اما نمی توانستند پا به پای انقلاب جلو بیایند و هر کدام در گوشه ای از تاریخ این انقلاب، از نهضت عقب افتادند. در مقابل، خیل کثیری از جوانان بی نام و نشان انقلاب هستند که نوای انقلاب، از درون و از ریشه، انقلابی شان کرد و حماسه ها آفریدند.
ایران ارزش ها و نگرش های استثنایی و مخصوص به خودش را دارد که برای حفظ و بقایش بیش از هر مکتبی، نیاز به افرادی دارد که از درون خود انقلاب کرده باشند؛ یگانه مسیر حفظ و بقای چنین انقلابی با چنین مختصاتی، طی طریق از انقلاب در پوسته تا انقلاب در ریشه ست.
ساده لوحانه ست که با صرف انقلاب پوسته ها و انقلاب بیرونی بخواهی فساد و تبعیض و بی عدالتی ریشه کن و تولید علم و جنبش نرم افزاری و پیشرفت عدالت محور حاصل شود! دست و پا زدن در انقلاب پوسته ای، مردابی را می آفریند که ریا و خودحق پنداری، خلقش، و شبکه های رانتی و فساد عملش خواهد شد.
توقف در انقلاب پوسته ای، نهایتا نهادها و اشخاص انقلابی را هم استحاله می کند و به درون مرداب فروپاشی می کشاند.
نهضت از شروع مسیرش که انقلاب اسلامی بود تا انتهای مسیرش که تمدن سازی ست می بایست در بستر انقلاب حرکت و صیرورت داشته باشد؛ حرکت از انقلاب در پوسته تا انقلاب در ریشه.
به این معنا انقلاب یک فرآیند مستمر و دائمی ست و همه نسل ها در حیاتش سهیم اند.

لیله القدر انقلابی ما کی خواهد بود؟!