ظاهرا جنگ زرگری اصلاح طلبان کهگیلویه ای تمامی ندارد و هر روز به بهانه ای نیروهای این جریان باید به جان هم بیفتند و همدیگر را تخریب نمایند.

 سیدرضا حسینی‌سوق

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی / که این ره که تو می روی به هیچستان است
ظاهرا جنگ زرگری ای تمامی ندارد و هر روز به بهانه ای نیروهای این جریان باید به جان هم بیفتند و همدیگر را تخریب نمایند. بیست سالی می شود که اختلاف و چند دستگی در میان این جریان نه تنها همه را خسته نموده است که فضای عرض اندام را برای ضعیف ترین نیروها در جریان رقیب فراهم کرده تا  نمایندگانی از این حوزه ظهور کنند که  به کم حرفی و چماق لری  باشند.
رقابت درون حزبی و نقد درون گروهی نشانه ی بلوغ سیاسی یک جامعه می باشد به گونه ای که رقابت درون حزبی دو حزب مطرح آمریکا باعث شکل گیری قوی ترین مدل دمکراسی در جهان گردیده است.
اما سادگی است که ما بخواهیم آن نوع از رقابت سیاسی را با اختلافات و عقده گشایی های اینجا مقایسه نماییم و تنها عنوانی که می شود بر این بازی مضحک و تکراری آقایان در اینجا گذاشت «رفتارهای خاله زنکی» است.
هر چند نمی توان دلایل شخصی را برای چنین معضلی نادیده گرفت اما بی تردید بخش عمده ای از این مشکل ریشه در فقدان احزاب و نبود ساز و کارهای حزبی دارد. اگر احزاب فعال و دارای تشکیلات منسجم باشند آن وقت سیاسی بودن نیازی به «تعریف ده» و تیم داری ملوک الطوایفی و چند فاتحه خوانی صرف نیست. بلکه شایستگی و توانمندی تعیین کننده خواهد بود.
همین معضل یعنی نبود احزاب فعال و فقدان تشکیلات منسجم بویژه در کهگیلویه سبب بی نظمی و ناهنجاری سیاسی گردیده است و گاهی اتفاقاتی رخ می دهد که در هیچ کجای دیگر سابقه ندارد؛ مثلا شخص بعد از قبولی در انتخابات شورا که ماهیتی کاملا متفاوت از انتخابات مجلس دارد فیلش هوای بهارستان می کند و خود را نه بالقوه که بالفعل نماینده مجلس می داند.
یا انکه هر کسی از هر جایی و با هر سابقه ای ادعای حضور در این صحنه را دارد بویژه کسانی که سال هاست ردای عافیت به تن کرده و در برج های عاج شرکت های فلان با حقوق های بعضا هشت رقمی که حتی از دور دستی بر آتش نداشته اند برای کهگیلویه تصمیم می گیرند و در ایام انتتخابات در صحنه حاضر می شوند .
در حالی که در اینجا نیروهایی که هزینه داده اند، خانه نشین بوده اند و از ابتدایی ترین حقوق محروم گشته اند به نفوذی و خیانتکار متهم می گردند و عرصه برای حضور آنها در صحنه تنگ  می شود .
در این مقاله دنبال پاسخگویی به هیچ کدام از طرف های نزاع و یا واکاوی این درد بزرگ نیستیم و تنها در مقام یک شهروند اصلاح طلب از حضرات آقایان در این بازی خواهشمندیم که این بازی را تمام کنند که مردم دهدشت و کل این حوزه ی انتخابیه از این وضع خسته شده اند و ادامه دادن به آن جز خیانت به اصلاحات چیز دیگری نخواهد بود .
متاسفانه در پشت این سناریو گاها نیروهایی دیده می شوند که آگاهانه و عامدانه مته به خشخاش می زنند و برای تظهیر و اسطوره سازی خود دیگران را تخریب می کنند و با اسم مستعار در رثای خود در رسانه ها مرثیه سرایی می نمایند. و خود را اول و دوم، سوم و آخر اصلاحات می دانند. اما در واقعیت همین آقایان هرگز حاضر نبوده اند برای اصلاحات هزینه ای بپردازند. در حالی که اگر بخواهیم نمونه ای از یک اصلاح طلب واقعی را نام ببیریم باید به دکتر عارف اشاره کنیم که برای پیروزی اصلاحات آن اقدام بزرگ و تاریخی را انجام دادند.
هر که او شد بی خبر هم بی اثر                        از میان جمله او دارد خبر
اما در اینجا دوستان چنین کاری که نمیکنند هیچ،که علیه هم گزارش می دهند و بعد هم برای توجیه شکست خود به دلایل قومی و قبیله ای و هم پوشانی های جغرافیایی رو می آورند و قس علیهذا….
نقد، مباحثه و گفتگو  باید باشد و اتفاقا پیشنهاد می گردد اصلاح طلبان علاوه بر فعالیت ها و نقدهای رسانه ای هر از چند گاهی جلسات بررسی و نقد و هم اندیشی بگذارند تا ایرادات و اشکالات مشخص و در جهت رفع آنها تلاش گردد. اما چنین موضوعی باید در چهارچوب منطق و اصول تعریف شده ی علم سیاست و نقد باشد و نه در قالب تهمت، افترا و پرونده سازی برای دوستان هم حزبی.
نکته پایانی آن است که علی رغم سیال و همیشگی بودن سیاست باید از هیاهو و جنجال دوری کرد و بویژه در این شرایط خاص که مملکت و استان به کار و آرامش نیاز دارند.
تا موعد انتخابات مجلس زمان زیادی مانده است که باید منتظر ماند و اولا دید که چه کسانی صلاحیت و اجازه حضور در صحنه انتخابات را خواهند داشت و ثانیا اجماع اکثریت مردم و جریان های سیاسی اصلاح طلب با چه کسی خواهد بود.
در غیر این صورت مردم خود بهترین تصمیم را خواهند گرفت و نشان خواهند داد که کسانی که در طول سال های گذشته نه تنها هزینه ای برای اصلاحات و مردم نداده اند که از بورس های تحصیلی و رانت های اقتصادی نیز منتفع گردیده اند در میان آنان پایگاه و جایگاهی ندارند.
پس به احترام مردم سکوت کنیم و این بازی را تمام نماییم و اجازه ندهیم حسادت،کینه و حقارت با سیاست آمیخته گردند که خشم و دلخوری مردم  تکرار تلخ و کمیک تاریخ را در پی خواهد داشت.

منبع :