چرا آنقدری که از دختران کم حجاب و بی قید می نالیم به وجود دختران محجبه و مومن و مقید نمی بالیم؟ چرا آنقدری که از رانت و فساد و زشتی در عذابیم از وجود انسان های شریف و وظیفه شناس شاد نمی شویم؟ چرا بیش از احساس قرابت با حقیقت از حس نزدیکی با فجور سرشاریم؟

سایت مردم استان (ک و ب) – ؛مسئله ای که این روزها در جملات و کلمات بسیاری افراد دیده می شود و یافتن نام و نشان این افکار در برخی سریال ها و فیلم های سینمایی و برنامه های گپ و گفت رسانه ها و سایت ها و روزنامه ها و مجلات کار سختی نیست این است که: چه دوره زمونه ای شده! تصور حالت گوینده به هنگام ادای این جمله گمان نمی کنم برای کسی سخت باشد.

تفسیر این جمله را می توان بدین شکل بیان کرد: آدم های خوب و متعالی در اقلیت اند و آدم های بد و شیاد و کلاش هرروز بیشتر می شوند، دخترهای باحیا و محجبه و مقید در اقلیت اند و دخترهای بد حجاب و بی حیا و لاقید هرروز بیشتر می شوند، فعالیت های انسان دوستانه و به قصد قربت در اقلیت اند و زد و بند و رانت خواری و فساد هرروز بیشتر می شود، محبت و علاقه و عشق در اقلیت است و نفرت و کینه و دشمنی هرروز بیشتر می شود و….! تفسیر این جمله در این روزها چندان کار سختی نیست و به راحتی می توان مصادیق بسیاری در اطراف یافت.

اما سوال اساسی این است: آیا واقعا شرایط اینقدر بد است و حق و حقیقت کمرنگ شده؟
از نظر من اینطور نیست و شرایط انقدرها هم که می گویند بد نشده و جمله چه دوره زمونه ای شده را باید به گونه ای دیگر ادا کرد. در حقیقت باید گفت به همان میزان که بدی و پلشتی رشد کرده حق و حقیقت هم رشد داشته و به راحتی قابل رویت است، اما مسئله از جایی شروع می شود که ما بیشتر در پی انعکاس هائیم و نه نشر و ترویج خوبی و و حقیقت.

نکته اینکه ترویج زیبایی و حقیقت موجبات گسترش حق را فراهم می آورد و نه نشر زشتی ها و امور ناپسند. البته که بسیاری از مردم عادی برای ابراز نفرت از بدی از آن سخن می گویند و یا نسبت به شرایط ابراز تاسف می کنند اما متوجه نیستند که مرز بسیار باریکی را رد می کنند. می خواهم بگویم ابراز نفرت از زشتی و بخشی از دین است ولی در کنار آن و بیان حب به زیبایی ها و خوبی ها هم مورد تاکید بسیار است و پرداختن به هرکدام از آنها به تنهایی آسیبی است جدی! مرز باریک و حساس اینجاست که روشن می شود: توانایی در ایجاد تعادل میان و ، نشر به وقت زیبایی و ابراز نفرت از زشتی و فجور.

می توان مدعی شد تاکید بسیار بر بیان زشتی ها حتی برای ابراز تاسف میدان را برای شکستن قبح این اعمال و افکار بازتر کرده و به حرکتشان سرعت می بخشد. درست مثل گسترده تر کردن نقطه ای سیاه در دل یک پارچه سفید! چرا آنقدری که در بیان بدی می کوشیم در ذکر زیبایی و حق و حقیقت کوشش نداریم؟

چرا آنقدری که از دختران کم حجاب و بی قید می نالیم به وجود دختران محجبه و مومن و مقید نمی بالیم؟ چرا آنقدری که از رانت و فساد و زشتی در عذابیم از وجود انسان های شریف و وظیفه شناس شاد نمی شویم؟ چرا بیش از احساس قرابت با حقیقت از حس نزدیکی با فجور سرشاریم؟ من فکر می کنم بخشی از قضیه به خود ما برمی گردد. جبهه تقوا همواره در حال رشد بوده و هست و به گفته صریح قرآن حق باطل را می کوبد و باطل ماندنی نیست! اما چرا با پذیرش این وعده قرآن به یاری جبهه حق نمی شتابیم؟

حضرت آیت الله جوادی آملی فرمایند: در روز قیامت بهشتی ها بوی بهشت را می شنوند و جهنمی ها بوی جهنم را، در حالی که ممکن است کنار هم ایستاده باشند، یعنی فرد متعلق به آنجاست؛ و ادامه می دادند: در دنیا هم همین جور است! در دنیا هم محل فساد هست و هم مسجد، فردی که مومن است فقط مسجد را می بیند و فردی که خودش مشکلی دارد خب فقط محل فساد را می بیند و حتی اگر از کنار مسجد هم رد بشود متوجه مسجد نمی شود و بالعکس!
می خواهم بگویم مواظب نگاه هایمان و خودمان باشیم.

باربط نوشت: البته که این مسئله شامل متخصصین و کارشناسان و جامعه شناسانی که وظیفه شان بهبود اوضاع و شناخت معایب و ضعف های جامعه است نمی شود، مثل دکترها که سروکارشان با امراض است! ولی خب قبول که داریم همه ما دکتر نیستیم پس هرکس در جای خودش و در حد خودش باید به ایفای نقش مشغول شود.
 

بی ربط نوشت:  به احترام محمد زمین تبسم کرد/ تو آمدی و جهان دست و پای خود گم کرد

                    تو احمدی و به نور جمال تو صلوات/ به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

                                   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم